X
تبلیغات
رایتل
من شاعر عشقم ای رفیقان این بود هنر یگانه من
آرشیو
چهارشنبه 16 آذر‌ماه سال 1384
صدای نی مردی تنها

باز دیشب در کویر نشسته بودم

که ناگه آمد صدایی به گوشم

که می خواند نام زیبای مرا

ندانم که ز کجا می دانست نام مرا

اما دانم که می شناخت به خوبی مرا

تا صدایش را شنیدم

روی گرداندم تا ببینم کیست که نام مرا می خواند

اما اثری از کسی نبود

و فقط صدای نی مردی تنها

کز دل غمگین خود در تاریکی شب می گفت

می رسید بر گوش

هر چه صدا زدم

کسی جواب نمی داد مرا

اما دانم که باز صدای آن مرد را خواهم شنید

و می دانم که او کسی نخواهد بود

جز محبوب من

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117274


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها