X
تبلیغات
رایتل
من شاعر عشقم ای رفیقان این بود هنر یگانه من
آرشیو
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1384
به او بگووید که دوستش دارم

به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را می داد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم، به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ بود، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران بود، به او که برای من می نوشت، می نوشت از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ..................به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریایی بود که قایق کوچک دل من درآن غرق شد،به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کردبه او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را می شنوم، به او که لحن کلامش را می شناسم، به او که عمق نگاهش را می فهمم،به او که ............به او بگویید دوستش دارم، به او که همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که برای همیشه عشق جاودانه من است.باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم درخیالم توراتفسیر ونقاشی کردم .اونجورکه می خواستم نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت تابلوی نگاه رابر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت در های جدایی را درهم کوبید وصد واژه ی پر مهر از لبانت جاری شد.تو مثل هیچ کس مهربان بودی تو مثل هیچ کس خندان بودی تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی .من وتو باز هم دستانمان در دست هم بود وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117274


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها