باز امشب صدای کبوتران بر بام خانه غوغا می کند
باز امشب من می خوانم سرود آزادی
و پرندگان آسمان می نشینند بر شانه هایم
می گویند بخوان سرود آزادی را
تا آزاد شویم ز بند دنیا و آدمها
گفتم مگر شما هم در بند هستید
گفتند آری
گفتم ای پرندگان بخوانید با من
و سر دهید سرود آزادی را
تا صدایمان پیچد در جهان
و آزاد شویم از بند
و رها شویم چو مرغان دریایی
و پرواز کنیم بر بالای بامها و دریاها
و چه زیبا است آزادی
کوانتسو فیلسوف چینی:
اگر برای یک سال برنامهریزی میکنید گندم بکارید،
اگر میخواهید برای ده سال برنامهریزی کنید درخت بکارید
و در صورتیکه برای یک عمر برنامهریزی میکنید انسان تربیت کنید
هرگز اشتباه نکن
اگر اشتباه کردی ... تکرار نکن
اگر تکرار کردی ... اعتراف نکن
اگر اعتراف کردی ... التماس نکن
و اگر التماس کردی ~ دیگر زندگی نکن
حرفی رو بزن که بتونی بنویسی...
چیزی رو بنویس که بتونی پاشو امضا کنی...
چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی!........
- ناپلئون
دوست دارم بر ترک قلیقی سوار شوم
و بر روی آبها برانم تا ناکجاها
و دور شوم از این سرزمین پر از ذلت و نا مهربانی
و روم به شهری که نیست غمی در آن
به سرزمین آرزوها
سرزمین آهنگها و شادیها
سرزمین مهربانی ها
و در آنجا با تو کلبه ای بسازم
و شویم ما
سرزمینی که مردم آن همیشه مهربانند
و می دانند راز دلت را
که چه می گویی و چه می خوانی
روزی خواهم رفت
و نجات خواهم یافت از سرزمین نامهربانی ها