X
تبلیغات
رایتل
من شاعر عشقم ای رفیقان این بود هنر یگانه من
آرشیو
پنج‌شنبه 19 آبان‌ماه سال 1384
فصل آخر

ای کاش می دانستم که تو در کجای این شهر بزرگ اقامت داری

و سالهاست که در این دیار غربت به انتظارت نشسته ام

تا تو برگردی و افسوس که هنوز نیامده ای

سالها می گذرد پی در پی و ندارم از تو خبری

جز خاطره های با تو بودن

سالهای جوانی ام گذشت به انتظار و تو نیامدی

اکنون که در آستانه کهنسالی ام هنوز چشم انتظار توام

تا تو برگردی و با هم سر تا سر این دنیا را بگردیم

هر شب در این آرزو و دعایم

و می دانم که روزی خواهی آمد

روزی از همین روزها

خواهی آمد و مرا با خود خواهی برد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117225


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها