X
تبلیغات
رایتل
من شاعر عشقم ای رفیقان این بود هنر یگانه من
آرشیو
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1384
طلوع صبحی تازه

پایت را که از زمین بر می گیری آسمان راههای بی کرانش را به تو نشان خواهد

داد.تو را در بر خواهد گرفت و چونان امانتی لطیف بالا خواهد برد.آن وحشت گنگ

و بدوی از ارتفاع صفیر گلوله هایی که با خود طنین مرگ دارند دیگر نخواهدت

ترساند.

 در نگاهت آسمان و زمین به هم می پیوندند تا افق شوند:جایی برای در آمدن و

لاجرم غروب کردن و اگر غروب این گونه خونین نباشد چگونه آفتاب هر صبح طلوعی

تازه خواهد داشت.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117274


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها